ارسالی: جمعی از اعضای "ساما"
۰۶ جنوری ۲۰۲۶



تجاوز نظامی امریکا بر ونزوئلا و ربایش مادورو محکوم است!

اوضاع جهان، به ویژه در کانون های معینی در شرق میانه، اورپای شرقی، منطقۀ کارائیب، شرق دور و آسیای میانه به اثر سیادت جهانی امپریالیسم و ادامه و تشدید دسایس، رقابت، تجاوزات، و جنگ های تجاوزکارانۀ امپریالیستی ــ ارتجاعی، سخت ملتهب و بحرانی است.
تجاوز نظامی کانگسترمآبانۀ رهزنان امریکائی با تدارک همه جانبۀ نظامی، اطلاعاتی، جاسوسی، مالی و تطمیع و خریدن افراد و نهاد ها در دولت ونزوئلا، به تاریخ سوم جنوری سال نو میلادی ۲۰۲۶ خلاف تمام موازین، میثاق ها و هنجار های بین المللی، تجاوزی است عریان به استقلال و حاکمیت ملی مردم و کشور ونزوئلا و از منظر قوانین پذیرفته شده، و افکار عامۀ مردمان و محافل مترقی جهانی شدیداً محکوم است. مختصراً به جوانبی از این مسألۀ داغ جهانی می پردازیم:
۱ـ  تجاوز نظامی دولت امپریالیستی امریکا به ونزوئلا و ربایش رئیس جمهور دولت بولیواری آن به شیوۀ عملیات گانگستری هالیوودی، هیچ توجیه حقوقی، سیاسی و اجتماعی عدالت جویانه ندارد. تجاوز، تجاوز است و نیاز به پاسخ به تجاوز و تداوم آن، مقاومت ملی و جنگ آزادیبخش را از طرف مردم معروض به تجاوز و سلطۀ زورگوی امپریالیستی دولت امریکا، مشروعیت می بخشد. هیچ نوع عیب و نقص در وجود دولت ونزوئلا و سران آن، نیز نمی تواند توجیه گر تجاوز دولت دونالد ترمپ به ونزوئلا و ربایش «مادورو» باشد. امر سترگ سرنگونی هر دیکتاتوری، کار انقلاب توده ئی و شورش بحق خلق یک کشور است، نه کار یک زمامدار دیکتاتور تر و جنایتکار یک دولت سراپا ارتجاعی، توسعه طلب، حریص و غارتگر امپریالیستی خارجی.
۲ــ  همان طور که در بیانات ترمپ و سائر سران دولت غارتگر امریکا آشکارا اظهار شد، دولت و سازمان های حریص و غارتگر نفتی و صنعتی امریکا به دنبال نفت و ثروت سرشار مردم ونزوئلا اند و سیاستی افراطی تر و سلطه جویانه ای را فراتر از حیطۀ "سیاست مونرو" (خود را مالک ثروت جمعی امریکای لاتین در نقش حیاط خلوت امریکا پنداشتن) دنبال می کنند.
۳ــ اظهار نظر های عریان ترمپ و وزیران خارجه و دفاعش در مورد چنگ انداختن شرکت های نفتی امریکائی و تصاحب جبری نفت ونزوئلا و ادارۀ استعماری آن کشور، بیانگر نخوت و تفرعن کهن استعماری ایست در قرن بیست و یکم که خبر از عزم دولت امریکا به کمک بازوی نظامی برای سلطه جوئی یکجانبه، گسترش سلطه گرائی، نورم پنداشتن سلطه گری و تاراجگری و تحمیل و تعمیم این فرهنگ و نظم لرزان بر رقبای خرد و بزرگ و مردم تحت ستم جهان است. این یورش نظامی در تاریکی شب بر ونزوئلا نشانۀ شکست و ناکارآمدی ابزار، روش ها و مکانیسم های معمول سیاسی ــ دیپلوماتیک در مناسبات میان دولت امریکا با سائر قدرت های امپریالیستی نیز است. این تفرعن کهن استعماری همراه با کر و فر و هیبت ظاهری دستگاه های سرکوبگر نظامی، ریاکاری سیاسی و دروغ پردازی رسانه ئی و اطلاعاتی دولت متجاوز امپریالیستی امریکا با ریاست دونالد ترمپ به اثر مقاومت متقابل، بروز موانع و گذشت زمان و صرف بیهودۀ منابع انسانی و مالی؛ بی اثر شده و پوشالی بودن این ابزار و ببر کاغذی بودن خود امپریالیسم امریکا را در آیندۀ نزدیک هویدا خواهد ساخت.
۴ــ تجاوز اخیر رهزنانۀ نظامیان دولت امریکا پس از برنامه ریزی و تدارک همه جانبه به ونزوئلا، بارز ترین و تازه ترین نمونه از تلاش دولت امریکا به تحمیل و تعمیم فرهنگ و نظم سلطه گری و سرکرده گرائی بر جهان است. این نظم و فرهنگ حاصل تلاش  دولت رونالد ریگان برای اشغال کشور گرانادا در صد مایلی شمال ونزوئلا در سال ۱۹۸۳؛ دولت جورج بوش(پدر) برای سرنگونی دولت جنرال مانوئل نوریگا، ربایش و محاکمۀ وی در سال های ۱۹۸۹ و ۱۹۹۰؛ سرنگونی امارت نخست گروه مزدور طالبان در سال ۲۰۰۱؛ سرنگونی صدام حسین حاکم عراق در سال ۲۰۰۳؛ و سرنگونی و کشتن معمر قذانی حاکم لیبیا که هر دو خلاف منافع استعماری شرکت های نفتی امریکائی عمل می کردند؛ حمایت از یک جانب جنگ اوکراین تواًم با مهندسی "جنگ داخلی"  سوریه و بر کشیدن مهره ای القاعده ئی (کرزی سوریه) برای زمام داری و... بوده است.
در نظام موجود بین المللی تحت سلطۀ امپریالیسم جهانی پس از جنگ سرد، در چندین مورد مشاهده شد که دول امپریالیستی روسیه و چین و اتحادیۀ امپریالیستی اروپا و سائر قدرت های نوظهور بیشتر در برابر قلدری امپریالیسم امریکا خزنده، فرصت طلبانه و مطیعانه بر پایۀ تعریف منافع شان عمل کرده و در شرایط دشوار، از دوستان شان در آسیا، امریکای لاتین و افریقا گذشته  و دولت های ارتجاعی فاقد حمایت مردمی را در میانۀ میدان در معرض انتقام جوئی  دولت امریکا قرار داده اند.
۵ــ تجاوز رهزنانۀ اخیر دولت امریکا با خاطر آسوده، بیانگر تبانی احتمالی منطقه ئی میان دولت امریکا و دولت روسیه نیز است: "ونزوئلا از من، اوکراین از تو". این عمل مبتنی بر تبانی و یا بدون آن، می تواند جرقه و بهانه ای باشد در دست رقباء برای تصرف و یا تبانی مزید  در مورد اوکراین، ایران، تایوان، فلسطین، سوریه و غیره. این تجاوز بر ونزوئلا هرچند با نمایش توان فنی و نظامی دولت امریکا توأم بود، اما در عمل نشانۀ ضعف هژمونیسم دولت امپریالیستی امریکا شمرده شده و زمینه ساز ائتلافی از قدرت های قدیم و جدید رقیب سرکرده گرائی امریکائی در مناسبات قدرت در سطح جهانی خواهد شد.
۶ــ مخالت ترمپ و ادارۀ تحت امرش با قرارداد های بین المللی و این اقدام رهزنانۀ نظامیان امریکائی در ونزوئلا و توجیه و دفاع بی شرمانه و قلندر منشانه از این اقدام یکجانبه و فراقانونی، نقش سازمان ملل متحد  و ارزش منشور آن را در عمل به زیر کشیده و  "نشان داد که امریکا دیگر به نهاد های بین المللی که خودش پس از جنگ جهانی دوم ایجاد کرده، احترام نمی گذارد". این نقش و اعتبار سازمان ملل متحد قبلاً به اثر همراهی با اشغالگری امریکا ــ ناتو در افغانستان، عراق و سکوت و اغماض ناموجه آن سازمان در برابر جنایات و جنگ ترکیبی تجاوزکارانۀ صهیونیستی ــ امپریالیستی در غزه و فلسطین اشغالی، در نزد افکار عامۀ مردم جهان بشدت ضربت خورده است.
۷ــ هرگونه دوستی با امپریالیسم امریکا صرف نظر از حزب حاکم جمهوری خواه یا دموکرات،  برای ارتجاع بدون پشتوانۀ مردمی در کشور ها منجمله مزدوران جهادی، تکنوکراتی، طالبی، مدنی و تسلیم طلب امپریالیسم اشغالگر امریکا در کشور ما افغانستان، آیندۀ تلخ، بدنامی و تجرید، و تنهائی غم انگیز را به دنبال داشته است. البته عمل کردن بر پایۀ منافع متغیر، یک وِیژگی بارز و مشترک کلیه دولت ها و قدرت های امپریالیستی ــ ارتجاعی است که امریکا در اجرای آن پیشگام بوده است. مردمان جهان این تنهائی و تلخکامی مزدوران امریکا را در هنگام و پیامد فرار یانکی در  دو نوبت، یکی در سقوط سایگون و دیگری در سقوط کابل به چشم سر دیدند.
رهائی زحمتکشان و خلق های تحت ستم جهان و افغانستان از شر تجاوزات کهن و نوـ استعماری امپریالیسم، نظام استثماری و ضد انسانی آن، سرمایۀ غارتگر مالی آن، قوانین و قیود اسارتبار توآم با توطئه و تفتین آن، فقط با همرزمی مبارزاتی انقلابیون و نیرو های دموکرات راستین و استوار و با بسیج آگاهانۀ خلق های زحمتکش و تحت ستم و استثمار با در پیش گرفتن اشکال مبارزه و سازماندهی، تحقق پذیر است.
 رهائی توده های رنج و کار کشور ما از زیر سلطۀ نواستعماری امپریالیسم و سلطۀ طبقاتی نیرو های طبقاتی ستمگر و استثمارگر (فعلاً سلطۀ تراز فاشیستی مرتجعان و مزدوران طالبی) و کسب رهائی ملی و حاکمیت اجتماعی زحمتکشان، با اتحاد و همرزمی نیروی جوان  پیشاهنگ و آگاه، متحد و بسیج شدن توده های میلیونی تحت ستم و استثمار طبقاتی طالبانی و نواستعماری امپریالیسم در کشور ما، میسر است. تمام بدائل ارتجاعی، استعماری، لیبرالی، سازشکارانه، اصلاحی، تسلیم طلبانۀ دیگر مردم افغانستان را به راهی می برند که انتهایش بیابانی سوزان و سرابی بی آب است و ثمره اش تعویض و تحکیم زنجیر های ستم و استثمار بر دست و پای زحمتکشان کشور.

مرگ بر امپریالیسم و ارتجاع!
آزادی ملی، دموکراسی توده ئی، ترقی و عدالت اجتماعی!
یا مرگ یا آزادی!
(جمعی از اعضای سازمان آزادیبخش مردم افغانستان «ساما»)
۰۴ جنوری ۲۰۲۶